غریزه – قسمت نهم

دستم رو کشید منو برد سمت اتاقش یه اتاق تاریک که رنگ دیوارش تیره بود تمام وسایل و تزئینات هم تیره بودن یه لحظه احساس کردم از لحاظ روحی ارضا شدم واقعا از اون تاریکی و تیرگی لذت بردم لبخند رضایت روی لبم بود حس سادیسم بیشتر تحریکم میکرد غریزه شهوت تو وجودم داد میزد خشم از همه چشام میریخت بیرون.احساس میکردم اونم دقیقا همین حالت ها رو داشت استریو اقاقش رو روشن کرد صدا رو زیاد کرد Metallica از ته وجود فریاد میزدن…
Die, die, die my darling
Don’t utter a single word
Die, die, die my darling
Just shut your pretty eyes
I’ll be seeing you again
Yeah, I’ll be seeing you, in hell
بی اختیار زدم زیر خنده اونم یه نگاهی بهم کرد خندید محکم هولم داد روی تخت افتادم به پشت ولی اصلا حواسم به خودم نبود بخاطر تاریکی و تیرگی شدید محیط حس سادیسمم بیدار شده بود و کاملا فکر خسته و روح بیمار منو تحریک کرده بود یجورایی وحشی شده بودم فریاد Die Die Die My Darling جوری تو مغزم اثر گذاشت که حس بیمار درونم کاملا بیدار شد همینطوری که دراز کشیده بودم اومد روی سینم نشست خندید لباش رو گذاشت روی لبام با تمام قدرت لب همدیگه رو میخوردیم یکم بعد سرش رو ازم جدا کرد دکمه های پیرهن مشکی منو باز کرد خندید گفت تو که از من مریض تری گفتم ظاهرم رو نگه میدارم نمیخوام کسی بفهمه درون من چیه بلند خندید گفت درست مثل خون آشام! خندیدم گفتم اتفاقا خون میبینم وحشی میشم گاهی هم خون میخورم اون فقط میخندید گفت مثل همیشه آخرشی! پیرهنم و شلوارم رو در آورد رفت عقب یه اخمی کرد آستین بلندش رو در آورد یه سوتین مشکی رنگ زیرش بود گفتم یکی دیگه به نفع تو بالا تنم روی تخت بود پاهام روی زمین اومد سمت من نشست جلوی پام لباش رو از روی شرت کشید به کیرم با دستاش به سینم چنگ میزد شرتم رو در آورد همون موقع آهنگ عوض شد آهنگ Wolf shade از Moonspell با صدای بلند پیچید توی اتاق (متال سنگین میخونه) لبخند رضایت روی لبام بود با خشم نگاه میکردم سرش رو برد جلو لباش رو به داخل جمع کرد کیرم رو گذاشت توی دهنش با سرعت میخورد صدای آهنگ تو مغزم میپیچید لبای اون با سرعت روی کیرم جا به جا میشدن بی دلیل زدم زیر خنده جنون و سادیسم وجودم رو پر کرده بود اونم همینطوری که کیرم رو میخورد با قدرت به پاهام چنگ میزد درد نداشتم که هیچ کلی هم لذت میبردم یهو Moonspell وسط آهنگ داد زد FREE آهنگ قطع شد سارا هم از حرکت واساد کیرم رو در آورد آروم با دستش میمالید یکم بعد آهنگ دوباره شروع کرد به کوبیدن و فریاد زدن سارا گذاشت تو دهنش با سرعت میخورد احساس کردم دارم ارضا میشم ولی حرفی نزدم تنم لرزید بلند خندیدم ارضا شدم آبم با فشار خالی شد توی دهنش یکمی مکث کرد همش رو خورد اومد بالا بهم خیره شد زد زیر خنده منم بی دلیل با اون خندیدم پاشدم کنارش واسادم پرید تو بقلم بلندش کردم رفتم عقب به دیوار تکیه دادم لباش روی لبام دستاش دور گردنم حلقه بود دستای منم زیر پاهاش بود نگهش داشته بودم با قدرت لبام رو میخورد سرش رو برد عقب یکم خودش رو کشید بالا لبام رو گذاشتم روی سینه هاش از روی سوتینش آروم لمسشون میکردم یکم بعد گذاشتمش پایین سوتینش رو باز کردم بدنش هم مثل خودش واقعا جذاب بود خیلی هم سفید بود سینه هاش گرد و اندازه بود با نوک برجسته قهوه ای واقها خوشگل بودن لبام رو گذاشتم روی سینه هاش با قدرت لمسشون میکردم اون خیلی سخت تر از من نشون میداد گفت با من بازی نکن محکم تر و تند تر منم همین کارو کردم گفت بهتر شد لبای خودم خسته شده بود ولی به روی خودم نمیاوردم با قدرت سینه هاش رو میخوردم سرم رو آوردم بالا با خشم نگاش کردم محکم هولش دادم عقب پرت شد رو تخت خندید چیزی نگفتم رفتم جلو دکمه شلوارش رو باز کردم با سرعت کشیدم پایین بعدم شرتش رو از پاش در آوردم به دستاش تکیه داده بود نشسته بود رفتم وسط پاش یکمی نگاش کردم خیلی جدی زدم تو سینش پرت شد عقب دراز کشید نشستم وسط پاهاش دستم رو گذاشتم زیر باسنش کشیدمش جلو کمرش رو شل کرد منم ران پاهاش رو گرفتم آوردمش بالا دهنم وسط پاهاش بود یکم با زبونم کشیدم روی کسش بعد زبونم رو یکم فرو کردم توش اون هیچی نمیگفت از همون بالا پاهاش رو ول کردم افتاد خورد به تخت ساکت بود هیچی نمیگفت انگشتم رو گذاشتم جلوی کسش یکم باهاش بازی کردم چوچولش رو میمالیدم کسش ترشح داشت نشون میداد تحریک شده ولی اصلا حرفی نمیزد هر2مون سکوت مطلق داشتیم فقط Evanescence با صدای بلند آهنگ Imaginary رو میخوند یکم دیگه باهاش ور رفتم پاشدم یکم نگاش کردم آهنگ خیلی تند شده بود Evanescence صداش رو کش میداد با خشم میخوند کیرم رو کشیدم جلوی کسش با اخم و خشم نگام میکرد پاهاش رو دورم حلقه کرد محکم با تمام قدرت فرو کردم توش یه جیغ بلند کشید ساکت شد نیشخندی زدم آروم کشیدم بیرون یهو دوباره با تمام قدرت تا ته کردم توش این بار از ته دل جیغ زد بازم خندیدم اون سادیسمی شده بود منم بدتر اصلا حالیمون نبود چیکار میکنیم! چند بار این کار رو تکرار کردم تنش داغ بود قرمز شده بود احساس کردم داره جر میخوره ولی واسم مهم نبود که هیچ چون اصلا حالت طبیعی نداشتم از این که داشت جر میخورد لذت هم میبردم کیرم در آوردم کشیدم دور کسش که ورم کرده بود منقلب بود خنده عصبی کرد گفت خوبه ادامه بده گفتم برگرد به پشت خندید گفت درد واقعی شروع شد گفتم لذت منم بیشتر شد کامل رفت روی تخت چهار دست و پا شد (سگی) گفت اینجوری بیشتر لذت میبری چون بیشتر دردم میاد گفتم خفه شو سرت پایین رفتم پشتش یکم با سوراخ باسنش بازی کردم واقعا تنگ بود ولی من بیشتر خوشحال شدم! سر کیرم رو گذاشتم روی سوراخش یکم مالیدم بهش Metallica با قدرت آهنگ Lover Man رو میخوندن یه نفس عمیق کشیدم با حرص خندیدم سر کیرم رو فرو کردم انگار بیشتر نمیرفت چون خیلی تنگ بود ولی محلی ندادم با قدرت نصفش رو فرو کردم یه جیغ بلند کشید تنش میلرزید یه دستش رو آورد عقب محکم چنگ زد تو ران پام ناخون بلندش فرو رفت توی ران پام خون زد بیرون خندیدم یه نفس عمیق کشیدم تا تهش فرو کردم توش یه جیغ دیگه زد شل شد داشت میافتاد ناخونش رو از پام کشید بیرون خون از پاهام میچکید دستم رو گذاشتم زیر شکمش نگهش داشتم که نیافته گفتم داری میافتی یا ادامه بدم؟ آروم و بیحال گفت ادامه بده با دستام پهلو هاش رو گرفتم محکم چسبیدمش کیرم رو کشیدم بیرون تا نصفه یکم مکث کردم دوباره با قدرت فرو کردم توش یه تکون خورد جیغ خفیف کشید 2.3 بار دیگه تکرار کردم دفعه آخر اصلا چیزی نگفت فهمیدم بیهوش شده کشیدم بیرون ولش کردم همونجا افتاد استریو رو خاموش کردم موزیک خفه شد از پاهام هنوز خون میومد پیرهنم رو تنم کردم رفتم کنار پنجره یه سیگار روشن کردم به بیرون خیره شدم احساس میکردم به خلا فکری رسیدم سیگارم هنوز تموم نشده بود آرم صدام کرد سیگارم رو انداختم رفتم سمتش رو تخت دراز کشیده بود دستش پشتش بود گفتم زنده ای؟ فکر میکردم مردی آروم خندید گفت تقریبا داشتم میمردم خندیدم گفتم حالا من از پس تو برنمیام؟ پاشد یه وری نشست بهم نگاه کرد گفتم نمیتونی بشینی نه؟ گفت نه گفتم به درک! خودت خواستی خندید گفت مگه من شکایتی کردم؟ سرم رو تکون دادم گفتم خب زنگ تفریح تموم شد من هنوز ارضا نشدم گفت منم همینطور پس با قدرت بیشتر ادامه میدیم گفتم میل خودت استریو رو دوباره روشن کردم Metallica آهنگ Battery رو میخوند صداش رو زیاد کردم پیرهنم رو در آوردم رفتم نشستم کنارش یکم به هم نگاه کردیم زد روی سینم هولم داد عقب دراز کشیدم اومد روی سینم نشست چنگ زد توی موهام سرم رو آورد بالا خودش رو کشید جلو گفت بخور یکمی نگاش کردم دلم میخواست بزنم پرتش کنم تا دیگه بهم دستور نده ولی بخاطر اینکه واقعا دهنش رو سرویس کرده بودم کوتاه اومدم کسش رو محکم به دهنم فشار داد منم زبونم رو کشیدم روش داد زد اینجوری نه منم سرعتم رو بیشتر کردم خودش رو به جلو فشار میداد منم با قدرت میخوردم چنگ زده بود موهام رو که از بالا بسته بودم رو تو دستش گرفته بود با قدرت میکشید منم از درد سرعت و قدرتم رو بیشتر کردم نفس نفس میزد یکم همینجوری بودیم موهام داشت از جا کنده میشد ولی اون ارضا نشده بود! موهام رو ول کرد از روی سینم پاشد پاهاش رو گذاشت دو طرفم خودش رو تنظیم کرد یکمش رفت تو بعد محکم نشست روی کیرم بلند جیغ زد با حرص خندیدم دوباره پاشد همینکار رو تکرار کرد بعد نشت روی کیرم تکون نمیخورد فقط یکم خودش رو عقب جلو میکرد آبم داشت میومد گفتم پاشو دارم میام اونم سریع پاشد با دستش شروع کرد به مالیدن آبم با فشار ریخت تو صورتش دوباره زدم زیر خنده یکم اخم کرد پاشد یه دستمال گرفت صورتش رو تمیز کرد گفتم تو هنوز ارضا نشدی گفت فقط یک بار شدم اومد سمتم یهو کشیدمش سمت خودم افتاد کنارم دستم رو گذاشتم روی کسش چوچولش رو میمالیدم لباش هم روی لبام بود زبونش رو گذاشت توی دهنم چرخوند منم سرعت دستم رو بیشتر کردم یکم گذشت شروع کرد به لرزیدن بعدم با قدرت ارضا شد واقعا شهوتش زیاد بود آبش خیلی اومد دستم خیس خیس بود شل شد همونجا بیحال افتاد منم هنوز براش میمالیدم آرم دستش رو کشید روی سینم از جام پاشدم استریو رو خاموش کردم همه جا سکوت شد رفتم سمتش بلندش کردم روی دستام بردمش سمت حموم تکون نمیخورد بیحال گذاشتمش توی وان آب داغ رو باز کردم خودمم کنارش افتادم به خودم اومدم وان سر ریز شده بود آروم خودم رو تکونی دادم رفتم پشتش کمرش و باسنش رو میمالیدم چند دقیقه بعد به حال اومد دستم رو گرفت گفت سخت ترین سکسی بود که تاحالا دیده بودم چیزی نگفتم به کارم ادامه دادم گفت ارا با اینکه جر خوردم از درد دارم میمیرم ولی بازم مرسی خودم خواستم اینجوری شه تو تقصیری نداری برگشت سمت من لباش رو گذاشت روی لبام بعد خودش رو کشید عقب سرش رو انداخت پایین گفت دوستت دارم لبخندی زدم چیزی نگفتم دوباره کمرش رو میمالیدم…
******
شب رو تختم دراز کشیده بودم صدای در اومد یعنی صدای لگد به در اومد گفتم سعید هنوز معاشرت یاد نگرفتی رفتم در رو باز کردم اومد تو خندید گفت کمرت سلامت باد! گفتم چیش به تو میرسه؟ گفت هیچی من و تو نداریم تو زدی انگار من زدم گفتم ساکت باش ازین خبرا نبود داشتیم صحبت میکردیم خندید گفت آره بگو که دیوار حاشا بلنده!
آخر شب خونه ما با سعید نشسته بودیم منم همه ماجرا رو براش تعریف کردم گفت ارا این یه چیزش هست از ما گفتن ماندانا هم بهت گفت این دختره یه جوریه یکمی نگاش کردم گفتم مثلا؟ گفت حالا دیگه! اخمی کردم گفتم بنال خندید گفت به موقعش میگم حالا فعلا خوش باش بعدا خبرت میکنم…
ادامه دارد ………….

نویسنده : reload

About these ads
This entry was posted in غریزه. Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s