داستان بهشت قسمت هشتم

ازگائیدن کون منیرکه فارغ شدم وخواستم برم دوش بگیرم چشمم به پرستوافتادکه یک وری
روی پهلوخوابیده و کون سفیدشوقمبل کرده ، اون بجای خوابیدن غش کرده بودبه منیر گفتم
منیر جون دوست دارم حالا که پرستواینجوری خوابیده و کونشویکوری کرده اونو اینقدر
لیس بزنی تا حشری شه وجلوی تواونوازکون بکنم …. منیر گفت حتماً …. اتفاقاً دوست
دارم ببینم چه جوری کون میکنی وتا حالا پرستورا با چه پوزیشنی ازکون کرده ای؟…..

منیربعداز سرکشیدن یک نصفه لیوان مشروب درحالیکه شرت پرستورا پائین میکشید گفت امیر
جون جداً پرستو رٌک ورون وکون خوشگل وسفیدی داره….. نه تنها محسن وتو، بلکه
هرمردیانرینه ای حق داره عاشق گائیدن این کون به این خوشگلی بشه!… خیلی ازمردائی
که کون میکنن ومن حداقل میشناسمشون میمیرن واسهً واسهً همچو کونی !!……. یعنی
عاشق همچوکونای سفید وبرجسته ای هستن…. مخصوصاً محسن که خودشو میکشه واسه همچو
کونائی….. محسن میگه کون پرستو حلقویه!… وخیلی زود جمع میشه وحالاحالاهم گشاد
نمیشه وهمیشه هم تنگ وتازه است!… منیرضمن گفتن این حرفا شرت پرستورادرآورد و
درحالیکه لای کون اونو بازمیکردشروع کرد به لیس زدن….. اون کون خودشو هم قمبل
کرده بود… وچون شرت پاش نبود … کوس پُف کرده وسوراخ کونش که تقریبا” نیمه باز
مونده بودآروم آروم داشت دل میزندوازش آبمنی خارج میشد!….. بادیدن این صحنه حسابی
شق کردم!!…. بعد ازچند دقیقه منیرسرشو بلند کردوگفت … اصلا” سوراخ کونش باز
نمیشه!…ولی بیا بکن… چه آروم داره دل میزنه وباز وبسته میشه…… گفتم خوب تفش
بزن که دردش نیاد…. گفت کمی ورم داره ولی بکن تا عادت کنه …. تو باید حداقل شبی
یکباراونوازکون بکنی تا عادت کنه و دردش نگیره….. اگه نمیتونی بزار محسن که اومد
یک شب اون ویکشب خودت دونفری برای ده پانزده روزی اونوازکون بکنین تاخوب کونش واشه
و عادت کنه ، اون وقت دیگه براش عادی میشه واگرهم کمی دردداشته باشه ازدردش لذت
میبره! …….. ضمناً چون توی این کار تازه کاره خیلیها حاضرن پول خوبی بدن ویکشب
بااون از عقب سکس داشته باشن…. همین کاری که محسن با من کردوچقدر پول درآوردیم،
حالاشم گاهاً همینکارومیکنم! … آخه چراکون به این خوشگلی را مجانی بدم … حیف
نیست !….. مگه ازطرف خوشم بیاداون دیگه حسابش جداس!…. پرستوجون هم همینطور، اون
میتونه بعدازاینکه تو ومحسن خوب باهاش کارکردین وبراش عادت شد….اونوقت این کارو
دلبخواهی وباهرکس که دوست داشت انجام بده!… البته بایداول برای این کار راضیش
کنی!… دوست داشتی منم باهاش صحبت میکنم وراضیش میکنم حتی شبهای اول .. دوم هم..
برااینکه این کاربراش عادی بشه وتنها نباشه من کمکش میکنم !……. البته فقط اینجا
توخونه .. نه جائی دیگه.. شبها دوره میزاریم مثل دیشب که دورهم بودیم… حالا اگه
دوست داشتی اول دوستاورفقای محسنوبصورت مجردی دعوت میکنی یااگه خودت دوستائی داری
که میدونی چششون دنبال پرستوهستن اونارا دعوت کن بیان اینجا بقیه اش بامن… خودم
ترتیب همه چیز رامیدم !…. حداقل هفته ای دو سه شب این کار رو بکن… ببین چقدر
خوش میگذره!… این برنامه را شش ماه انجام بدی کارتمومه…. بارخودتون را حسابی
بستین!…. چیزی هم از پرستو کم نمیشه!…. بعداز ششماه اینجا را میفروشی وبالای
شهر یه خونه حسابی میخری ودیگه مهمونیها را ازمجردی خارج میکنی وهرکه را دوست داشتی
با خانمش دعوت میکنی وباهم عوض میکنید اون باپرستو سکس میکنه وتوباخانمش….
معمولاً بهترین افرادرا میتونی از بین همون کسانی که قبلا” بصورت مجردی با پرستو
سکس داشتن دعوت کنی وچون هنوز مزه کون پرستوزیر کیرشونه از خدا خواسته وقتی هم
باخانماشون اومدن اینجاباهم عوض کنید!… نمیدونی آدم چه حالی میکنه…. براتو هرشب
یک کوس وکون تازه وبرا پرستو یه مرد جدید با پوزیشن وسکس جدید!!…. هردوتون حال
میکنید … دوست داشتی چهارنفری تو یک اتاق .. دوست نداشتی … جدا .. جدا… اون
باپرستوتویه اتاق تووزنش هم تویه اتاق دیگه تا صبح حال کنید!…. این ایده محسنه
…. اون اول ازدواجمون این کاررا بامن کرد ومن الا نشم گاهاً پول کلونی از دوستای
محسن میگیرم!!…. مثل همین امروز بعدازظهری که گفتم..اون یاروچون حال خوبی بهش
دادم کیفمو پرپول کرد!… یعنی هم حال میکنم هم پول میگیرم….. چه ایرادی داره
اونا خودشون پول میدن….. البته ممکنه گاهاً هم هوس کنن اونواز جلوهم بکنن خوب
دیگه عالم شهوت وحشریته!…. البته پرستوباید یادش باشه قرصشو بخوره تا مشگلی پیش
نیاد….. ولی خوب پولش هم حساببیه…..

گفتم… باشه منیرجون باید دید چه پیش میاد…. خوب حالا ببینم پرستو چه حالی
میده…… منیر پرید جلوم وگفت بزارکمکت کنم…. وسریع کیرم کردتو دهنش واونوخیس
کردگفت حالا آروم بزار درش کم کم فشاربده … سعی کن بیدار نشه… یک کم که رفت تو
بخواب روش وهمونجا نگرش دارتا خوب باز شه…. بعدازاینکه حس کردی شل شده تا اونجا
که جا داره بکن توش….. وسفت بخواب روش….. ممکنه جیغ بکشه ولی اهمیت نده وتکون
هم نخور… آروم که شد اونوقت یواش یواش تلمبه بزن….. یادت باشه اگردوست داره
آبتو بریزی توش وگرنه بریزش بیرون!………

سرکیرم که رفت تو حس کردم پرستوعجب کونی داره حالامیتونستم اونو باکون منیرمقایسه
کنم…. جداً کون پرستوچه گرم وچه تنگه!…..اوخ که چه کون داغی ….. کونش حسابی
مک میزد….. کیرم باد کرده بود…. سرکیرمو که گذاشتم درسوراخش وفشاردادم خیلی
آروم لیز خوردوتا ختنه گاه رفت تو همونجا نگرش داشتم…… پرستو ناله ای کرد..
منیر گفت بکن تومعطل نکن…. کمی بیشتر فشاردادم چون کونش تنگ بود کیرم خیلی یواش
وآروم لیز میخوردومیرفت تو….. داشتم ازلذت ازحال میرفتم تا حالا اینجوری از کونش
لذت نبرده بودم….. وقتی چسبیدم بهش منیر گفت دمرش کن و بخواب روش….. وقتی
خوابیدم روش سنگینی تنم باعث شد که پرستو بیدارشه…. منیر گفت امیرجون عالی
شد!!…. پرستو آروم ناله میکرد… هنوز مست بود چون گفت محسن جون یواشتر دردم
گرفته!!… یواشترفشار بده خیلی کلفته…. چیزی نگفتم….. باحرفش خیلی حشری شدم
…. با یک فشار دیگه وبازکردن چاک کونش…. کیرمو تااونجا که جا داشت کردم تو….
جیغ کشید…. منیر گفت بسه…. کمی صبر کن….. من دیگه چیزی حالیم نبود… اونو
سفت گرفته بودم بغل وخودموسفت میکوبیدم به کونش ….. شروع کردم تلمبه زدن….. چه
حالی میداد…. واون چه ناله ای میکرد……. رومو کردم طرف منیروگفتم منیر جون
راست گفتی … ها…… جداًچه کونی داره……. حیف این کون نیست همینطوربکر
بمونه؟… دوست دارم پرستوهم مثل توکه ازکون خوشگلت خوب استفاده میکنی اونم بزاره
دیگران خوب ازش استفاده کنن ولذت ببرن!!……………

آنشب تاصبح چندبارمنیرو پرستو را ازکون گائیدم وبعد مثل نعش افتادم….

منیرتااومدن محسن که سفرش دوروز طول کشید پیش ماموند.

اون دو روز توی اداره تمام فکروذکرم این بود که بعد ازخاتمه ساعت کارسریعاً برم
خونه وبا منیروپرستو حال کنم…..

صبح روز سوم که قرار بود محسن بیاد منیر رفت خونه اش وشب باتفاق محسن اومدن خونه ما
…. موقع واردشدن ازهمون جلوی درورودی آپارتمان پرستو به بهانه دست دادن وبوسیدن
محسن خودشو انداخت توبغل محسن ومحسن هم اونو بغل کردو ازش لب گرفت ودست به کونش
کشید تا توی پذیرائی!!….. منهم همینطورمنیررابغل کردم ولباشو مکیدم تاتوی
هال….. درحالیکه پرستو بغل محسن بودومنیر توبغل من….اومدیم وتوی هال نشستیم….
اونجا منیرو پرستورفتند تواتاق تا منیر لباسشو عوض کنه….. محسن حال من وپرستو
راپرسید …. ومنهم از کم وکیف سفرش جویا شدم ….. محسن یکنواخت چشم به در اتاق
دوخته بود… وقتی پرستوومنیر ازاتاق اومدن بیرون هردوشون لباساشون را عوض کرده
وهرکدوم یک تاپ بندی بدون سوتین همراه با یک دامن خیلی کوتاه پوشیده بودن …. وقتی
به طرف آشپزخونه میرفتن بابرداشتن هرقدم خط زیر لمبرای کون سفیدوبرجسته هردوشون
ازپائین دامن تقریباً دیده میشد….. جلوی درآشپزخونه منیر خم شدتا چیزی اززمین
برداره اونجا معلوم شدکه شرت هم نپوشیده!… احتمالاً پرستوهم بدون شرت
بود!……..

چند دقیقه بعد منیر وپرستوباسینی میوه وچای ؛ همچنین یک بطر مشروب ومقداری پسته
ومغزگردواومدن توی هال ؛ منیر بغل دست من نشست وپرستوچسبیده به محسن…. محسن دستی
به رونهای پرستو کشیدوگفت خوب پرستوجون خوبی؟… من دیگه توجه ای به اونها نکردم
ودستموبردم لای پای منیردرحالیکه شق کرده بودم گفتم منیرجون میخوام امشب برنامه
پرستو ومحسن را طوری جورکنی که توی یک اتاق وجلوی من وتو باهم حال کنند وازنزدیک به
بینم امشب محسن باچه پوزیشنی میخوادباپرستو سکس داشته باشه…. تا ماهم باهمون
پوزیشن حال کنیم!!….. راستی یادت باشه زیاد به پرستو مشروب ندی چون دوست دارم
توحال عادی یا نیمه مست بره تو بغل محسن!!…. اینجوری بیشتر حال میده!!…

وقتی سرموبرگردوندم دیدم.. به.. به!!.. هنوز مشروب نخورده محسن پرستورا نشونده روی
پاهاش وداره حسابی ازش لب میگیره ویک دستشم کرده لای پاش ….

منیر لیوانها راتانصفه مشروب کردوداددستمون…. پرستو راحت روی پاهای محسن نشسته
ومشربوشوگرفت…. محسن هم درحالیکه بادست چپش کوس پرستورا مالش میدادلیوانشو گرفت
ولاجرعه سرکشید…. منیرهم لاجرعه لیوانشو سرکشید وپاشدشروع کردبه رقصیدن وسعی
میکرد باچرخش بدورخودش کوس وکون سفید بدون شرت خودشو نشون بده…… منیر چند دور
که چرخید دست پرستورا گرفت وبلندش کردتا اونم برقصه…. موقعی که پرستواز روی پای
محسن بلندشد شقی وبزرگی کیر محسن شلوارشو داشت پاره میکرد….. پرستو خیلی قشنگ
میرقصید وباهرچرخش آرام کوس وکون خیلی خوشگل وسفیدشو نشون میداد وگاهاً طوری جلوی
ما خم میشد که پستونای سفید وگردش بیرون میفتادوژله ای اونارا تکون میداد! …….
بادیدن این صحنه ها بقدری حشری شدم که پاشدم واونو روی دودستم بلندکردم وسینه هاشو
بوسیدم ومکیدم!!….. وقتی اونو گذاشتم زمین بقیه مشروبشو خوردونشست توبغل محسن
وگفت خوب بود؟…

محسن گفت ببین چقدرخوب بودکه امیر طاقت نیاوردوپاشدوبغلت کردحالا من چه حالی دارم
بماند…. منیر مجدداً لیوانهارا تا نصفه پرکردوگفت امشب این لیوان آخره کمتر
میخوریم تا بیشتر حال کنیم…. وبادستش کیرمن گرفت وگفت امیرجون میخوام امشب
چهارنفری حسابی باهم حال کنیم….. حالا پاشین بریم تو اتاق خواب….. اونجامن وتو،
پرستوو محسن …. تاصبح باهم عشق کنیم…..

چهارنفری لیوانها مشروب را به سلامتی هم سرکشیدیم …. وبعد من منیررابغل کردم
ومحسن پرستورا ورفتیم تو اتاق خواب…..

باورود به اتاق خواب محسن مثل اینکه عجله داشت وشاید میترسید پرستو ازدستش فرار کنه
یا من پشیمان بشم چنان پرستورا بغل کرده وازش لب میگرفت که گفتم الان پرستوراله
میکنه!… وخیلی سریع شلوارشو پائین کشیدودرحالیکه کیرکلفت وبزرگشو تودستش گرفته
بود ، همون لبه تخت پرستورا دولا کردوخودش هم خم شدوشروع کرد سوراخ پف کرده کون
پرستو را لیس زدن چنان با حرص وولع لیس میزدکه ناله پرستو دراومد…. زبون محسن هم
مثل کیرش بزرگ وکشیده بود!!… خوب که اونولیس زد انگشتشو تفی کردوگذاشت درسوراخ
کون پرستو ویواش یواش اونومالش میدادوچون سوراخش تنگ بود سعی میکردضمن مالش یواش
یواش اونوبکنه تو؛ پرستوهم آروم آروم خودشوعقب جلو میکرد وهماهنگ با انگشت محسن سعی
میکردخودشو شل کنه تا محسن راحتتر کونشو برا گائیدن باز کنه …… حرکات محسن نشون
میدا د خیلی حشری شده بالاخره طاقت نیاوردوپاشدوکیرشوگرفت جلوی دهن پرستووازش خواست
براش ساک بزنه!…. بعدازاینکه پرستوبادهن کوچیکش خوب کیرمحسنو لیس زدومکید….
محسن کیرشو ازدهن پرستوکشید بیرون ورفت پشت کون پرستو…. یک تف گنده در کون پرستو
انداخت وکمی تف هم به سر کیرخودش مالیددرحالیکه کمر کیرشو گرفته بودسر اون گذاشت
درسوراخ کون پرستوکه زانوزده بود…… به نظرم اومد کیر محسن امشب خیلی کلفت تراز
دوشب قبل شده بود مخصوصاً کله اون خیلی باد کرده بود….. محسن با دست چپش شکم
پرستو را گرفت وبا فشارکله کیرشوکردتو …. جیغ پرستوبلند شد…. اما محسن توجه
نکرد…. با اندکی تامل درحالیکه روپرستو خم شده بود دودستی شکم پرستورا گرفت واونو
بطرف خودش کشیدوکون سفیدشو توبغل خودش جا دادوسعی میکردبزوراونوازکون بکنه….
پرستوهم ازدردجیغ میکشیدوسعی میکرد خودشو به طرف جلو بکشونه ولی فایده نداشت!!. …
تقریباً محسن همه کیرشو تپونده بودتوکون پرستو…. خیس عرق شده بود…. کمی همونجا
نگرش داشت وبعد از لحظه ای آروم کشید بیرون ….. به ختنه گاه که رسیدمحکم
کشیدبیرون پرستوضمن اینکه آخ بلندی گفت بی اختیار گوزید روکیر محسن…. محسن ناله
ای کردوگفت آخ…. مردم ازلذت!!… وای ی ی چه کون تنگ وداغی؟… وبلافاصله با یک
حرکت سریع کون پرستو را بطرف خودش کشید و کیرشوتاخایه کردتوکون سفید وداغ پرستو….
مجددا بعد از یک تامل کوتاه ، سریع وحرفه ای کیرشو کشید بیرون این بار کون پرستو
بلندتر ازقبل ناله کرد…. طوریکه من بیشتر از محسن حشری شدم … محسن مقدارزیادی
تف به کون پرستوکه حالا سوراخش باز شده بود وکیرش زدودوباره تا اونجا که جا داشت
تپوند توکون پرستو…. حالا دیگه پرستوباصدای بلند آخ.. واوووخ و ناله میکردو…
وگاهاً هم زیرلب زمزمه میکرد محکمتر…. سفت تر بزن…. دارم حال میکنم!!…. محسن
جون مثل اونشب خوب بازش کن….. وای که چقدر بازشدم … تاحالا اینقدر باز نشده
بودم…. محسن جون یادت باشه همهً آبتو بریزی توم….

محسن باتمام قوا تلمبه میزد… وکون پرستوهم ناله میکردو میگوزید …. کیرم از شقی
دردگرفته وداشت میترکید…. سریع یک لیس پراز تف به سوراخ کون منیرزدم وچون کون
منیر شل شده بود بایک فشارکیرمو کردم توکونش…. داغ داغ بود… سوراخ کونش خیلی
آروم ضمن مک زدن دل هم میزد…. شروع به تلمبه زدن کردم ناله وآخ .اووووخ منیر هم
دراومد….. کون منیر گوشتی تر و گنده تر ازکون پرستو بود…. روکونش خم شدم
درحالیکه دودستی شکمشوگرفته بودم سعی کردم تا اونجا که ممکنه کیرمو بیشتر ازهمیشه
بکنم تو…. برای یک لحظه منم کمرموراست کردم ومحکم کشیدم بیرون برای اولین بار
وقتی کله کیرموازسوراخ کونش کشیدم بیرون کونش قلوپی صدا کرد …. حال کردم…..
معطل نکردم وسریع تپوندم توکونش وشروع کردم تلمبه زدن…..

محسن هنوز با شدت تلمبه میزد….. چون پرستو خسته شده بود… همونطور که تلمبه
میزداونو دمر خوابوند روتخت وخودش هم خوابید روش…. وقتی خوب روکون پرستو
جاگیرشد… پرستو جیغی کشید وگفت وای محسن جرخوردم….. مردم…. وشروع کردجیغ
زدن…….. باصدای جیغ پرستو من بیشتر حشری شدم دوست داشتم من جای محسن بودم واون
کون تنگو میکردم….. محسن هم به نظر حشری ترشده بودچون کونشو بلند میکرد ومحکم
میکوبید رو کون پرستو….. پرستوهم ضمن جیغ زدن مدام میگفت وای دارم میمیرم مامان
جون… محسن خیلی کلفته… خیلی کلفته….

محسن اززیر پستونای اونو گرفته وضمن بازی کردن بااونا… تند تند تلمبه میزدواوف…
اوف میکرد… برای یک لحظه پرستو ناله ای کردوشل شد مثل اینکه به ارگاسم رسیده
بود…. محسن هم با صدای بلند آخ واوخ میکردکه یکدفعه پرستورامحکم بغل کردوتندتند
خودشو بالا پائین کردتا آبش اومدوبدون اینکه بکشه بیرون تمام آبشو خالی کردتو کون
پرستو….

محسن همینطورکه خوابیده بود روی پرستو…. تند تندنفس میکشیدو معلوم بود خیلی آب
ازش رفته…. پرستو هم آروم ناله میکرد….

منم درحالیکه کون منیر راسفت توبغل گرفته بودم دستمو دراز کردم زدم به شونه محسن
وگفتم بیا جاتو با من عوض کن….. منم میخوام بخوابم رو پرستو…. محسن گفت کمی صبر
کن…. تازه روفرم اومدم… بذار یکدست دیگه بااون باشم بعد عوض میکنیم…. اینکه
مال توئه … من که نمیخورمش… ماشااله چه کونی داره… چقدرداغ وتنگ وگوشتیه …
حلقه های توش تمام آب بدنمو کشید بیرون…. محسن آروم از روی کون پرستو بلند
شددرحالیکه هنوز کیرش شق وخیس بود نگاهی به اون کردوگفت امیرجون جداً پرستو کون
تمیزی داره…. لک رو کیرم نیفتاده….. قربونش برم ….. ورفت طرف دستشوئی که
خودشو تمیزکنه …. وقتی برگشت رفت جلوی پرستودستشو گذاشت زیر چونه اش صورتشو
آوردبالا وبهش گفت پاشو زانوبزن…. وقتی پرستو زانوزد محسن لبای اونو بوسید و
سرکیرشو گرفت جلودهن پرستو تا براش ساک بزنه….. ازدیدن کون سفید پرستو که بازانو
زدن اونوقمبل کرده بودوازفشار بدن محسن قرمز شده بود دیگه چیزی نفهمیدم از کون
منیرکشیدم بیرون ورفتم طرف کون پرستو… وچون کونش پر آبمنی بود راحت وباکمترین
فشار کیرمو تا ته کردم توکونش واونومحکم ازپشت بغل کردم….. محسن که حالا دیگه
کیرش باساک زدن پرستو حسابی شق شده بودگفت امیر جون یک کاری بکن… گفتم چی؟ گفت
همین طوربخواب روکون پرستووبعد که خوابیدی روش هردوباهم یه غلت بزنیدو برگردین….
توبرو زیرطوریکه پرستو بیاد روشکمت …. گفتم خوب که چی؟…. گفت حالا برگردین …
میگم!…. منم پرستورا سفت گرفتم ورفتم زیرش وباهم برگشتیم… دیدم محسن باکیرشقش
اومدولنگهای پرستورا بازکردودستی به کوس پرستو کشیدوبعد کیرشو مالید درکوسش وآروم
اونوتاته کردتوکوس پرستو…. پرستو آهی کشید وشروع کردنفس نفس زدن…. محسن هم از
بالا شروع کردتلمبه زدن … حالا هردومون باهم داشتیم پرستورا ازکوس وکون میکردیم
…. چه لذتی داشت…. گاهاً کیرمن ومحسن ازلای یک غشای نازک بهم میخوردن…. ناله
وآخ و اوخ پرستوهم دراومد…. واقعاً کون پرستو عجب کون نرم وتنگیه …. بعدازاین
همه که محسن اونو ازکون گائیده بودهنوز چنان تنگ بود.. که انگار تاحالا کسی اونواز
کون نکرده!…… حسابی هرسه باهم حال میکردیم…. برای اولین بار بود که اینجوری
کون میکردم اونم کون پرستورا….

بعداز حدودده دقیقه محسن گفت حالا تو بیا جای من ازجلو بکن تامنم برم زیرجای
تووازعقب بکنم …. وروشو طرف پرستو کردوگفت پرستو جون حال میکنی؟… پرستو سرشو
تکون دادیعنی آره!!… هردو کشیدیم بیرون ومحسن ازپشت دراز کشید پرستوراگرفت بغل و
اونو آروم نشوند روکیرش ….. پرستو میدونست کیرمحسن چقدر کلفته برای همین با
احتیاط نشست رو کیر محسن وسعی کردیواش یواش درحالیکه ناله وآخ … اوخ میکرد اونو
توکونش جا بده….. بعد ازپشت دراز کشید روسینه پشم آلود محسن…….. وقتی
پرستودرازکشید رو سینه محسن ؛ چشمم به ته کیرکلفت محسن افتادکه چطور کون تنگ
پرستورابازکرده وتادسته اونو کرده توی کون زنم!!……..

منم دیگه معطل نکردم و رفتم لای پای پرستو که لنگاشو توهوا بازکرده بود وکیرمو
تپوندم توکوس داغ وخیسش ، طوری که کیرم ازتوی کوس پرستو به کیرمحسن که ازکون اونو
میکردمیخورد وحسابی هرسه حال کردیم! ………… هیچ فکر نمیکردم شبی مثل امشب
دونفری پرستورا ازکوس وکون بکنیم!…..

آنشب من ومحسن بیشتر پرستورا گائیدیم…. طوریکه دیگه پرستو حال نداشت حتی
بشینه!….. حسابی خسته شده بود!….. تواین وسط دوبارآب من اومد…. ولی آب محسن
فقط همون یکباراول اومد!…… خیلی برام این موضوع تعجب آوربودکه محسن نه تنها این
بارآبش نیومد بلکه کیرش همینطور شق شق مونده بود!…..

باصدای منیرکه میگفت محسن بسه دیگه … بابا پرستورو کشتید!… آخه بزارید یک نفسی
تازه کنه بعد مشغولش بشید…… گناه داره…… ممکنه بلائی سرش بیاد!…..

گفتم .. منیرجان نترس هیچ بلائی سرش نمیاد… تازه حال هم میکنه…. من تا حالا سکس
اینجوری ندیده ونکرده ام براهمین خیلی برام جالبه!…..

منیرادامه دادآخه توکه نمیدونی … محسن از یک نوع کرم که از خارج آورده استفاده
میکنه …… برا همین هرچی بیشتر بکنه .. بیشترحریص تر میشه وآبشم حالا حالاهادیگه
نمیاد… میترسم امشب بلائی سرخانمت بیاره……….

حالا فهمیدم چرا محسن کمرش سفته وآبش نمیاد!….. واسلحه اش همیشه آماده
وپره!…… عجب خاصیتی داره این کرم……..

گفتم .. منیرجان کاش یک کم ازاون کرم هم بمن میدادی ………..

منیر.. باسر اشاره کردوگفت… بیا من وتوباهم بریم اون اتاق ….. اونجاکرم توکیفم
دارم…… اینجاهم محسن وپرستو به کارشون برسن….. من وتوهم اونجا باهم از اون
کرم استفاده کنیم وحال کنیم…. بیا… بیا بریم….. من طاقت ندارم ببینم محسن با
پرستو چی میکنه………

منیر دست منوگرفت وباهم رفتیم توی اتاق خوابی که لباسهاش اونجا بودن ….

کیفشو برداشت واز توی آن یک قوطی کرم بیرون آورد……….

منیر گفت .. براینکه زودتر اثر کنه برودستشوئی خودتوتمیز کن وبیا…….

وقتی ازدستشوئی برگشتم منیر درحالیکه قوطی کرم دستش بودگفت بزار خودم برات
بمالم!……..

اون کیرمو که تقریباً خوابیده بود گرفت تودست داغش وبا دست دیگش خیلی آروم ونرم روش
کرم میمالید…… از داغی دستش یواش .. یواش کیرم شروع کردبه شق شدن!…. حس کردم
هرچه کیرم شق تر میشه داغی دستای منیرهم بیشتر میشه…….. حالا دیگه کار زدن کرم
تمام شده بود ولی منیرهمچنان دودستی بحالت جلق زدن باکیرم بازی میکرد….. این کارش
باعث شد تاشقی کیرم بحد اعلا برسه……..

صدای ناله پرستوهمرابا جیغهای کوتاهی که میکشید ازآن اتاق به گوش میرسید… گاهاً
هم با التماس از محسن میخاست یواشتر کارشو انجام بده…. اومیگفت… محسن جون
تراخدا یواشتر دارم جر میخورم ….. پشتم تا دیروز دردداشت ….. حالاهم احساس
میکنم خیلی باز شدم!…. چرا آبت نمیاد؟…… بیاازجلوبکن شاید آبت بیاد؟!…..
آخه چرا تووامیر همه ش ازپشت سکس دوست دارین؟……… پس این جلو برا چیه؟… کی
باید به اون برسه؟……..

صدای محسنو شنیدم که میگفت .. نوبت اون کوس خوشگل وغنچه ایت هم میرسه عجله نکن…..
تااین کون سفید وتنگ هستش حیف نیست آدم کوس بکنه !.. هرچند کوس ماه وتنگی داری ولی
…. مثل کون سفیدت گیر نمیاد….. حلقوی وتمیزوسفیدکه اصلاً گشاد هم نمیشه!…..
ولی ممکنه اگه زیادهم بااون سکس داشته باشی پوست توش ازحالت نرمی دربیاد وکمی خشن
وزبر بشه….. آونوقت دیگه کمتر خریدار داره!….. براهمینه میخوام تاتازهً تازه
است خوب ازش استفاده کنم وحسابی باهاش حال کنم!…… البته اینو بدون که من تاآخر
عمرعاشق خودت واین کون ماهت هستم… اون کوس مامانیتوهم دوست دارم…. تویک جواهری
عزیزم!…. من برات خواب ندارم…… اگر امیر بزاره ترا باخودم ببرم خونه اونجا
خوب میدونم باهات چطور سکس کنم……. یک دوست خوبی دارم که زن خیلی خوشگلی مثل
توداره…. اون عاشق کوسه …. بزاریش شب وروز کوس میکنه وازرو کوس پانمیشه …اونو
میگم بیاد تا خوب ازاین کوس بدون موودخترونه استفاده کنه .. درعوض زن خوشگلش کون
خیلی نازی داره….. که اونم حلقویه وتازه عروس ، هیچکه تا حالا کونش نذاشته ،
شوهرشم اهل کون کردن نیست!…… میخوام قبل ازاینکه کس دیگه ای کون زنشوافتتاح کنه
ترا بااون عوض کنم ویک شب تا صبح اونواز کون بکنم…. واولین کسی باشم که از کون
بکنمش!……

صدای منیراومد که میگفت … امیرجون … ببین چه خوب شق شده….. خوب!…. دوست
دارم اول یکبار سگی ازعقب باهام سکس داشته باشی!…. مثل اونشب که محسن قبل ازشام
با پرستوانجام داد!….. حالابااین کرمی که برات زدم تاصبح میتونی با من سکس داشته
باشی!….

منیردرحالیکه زانومیزدوکونشو طرفم قمبل میکرد…… بهش گفتم منیرجون ماه عسل که
خارج رفته بودی وتازه عروس هم بودی مگه محسن این اجازه را دادکه کس دیگه ای باتواز
عقب سکس داشته باشه؟………. چطور گذاشتی هرچی محسن میگه توهم قبول کنی وخودتو
دراختیار غریبه ها بزاری؟………..

منیر همنیطور که زانوزده بود کمی تف به سوراخ کونش مالیدودستشوآورد کیرمو گرفت
وگذاشت درسوراخ کونش وگفت فشاربده!…… منم دوطرف کونشو گرفتم کیر شقمو فشار دادم
توکونش….. سوراخش تنگ بود…. بیشترفشاردادم…. سوراخ کیرم ازفشاری که داده بودم
بازشده بود… منیر یه کم کونشو بازوبسته کردومحکم خودشو کوبید به کیرم …. کله
کیرم تا ختنه گاه رفت تو…. منیرآخی گفت وادامه داد… اوف چه کیر سفتی داری؟….
بزار خودم یواش .. یواش اونو بکنم تو…… خوب که رفت تواونوقت میشینم رو پاهات
تابا سنگینی بدنم همشو بکنم تو….. میخوام امشب یک حال حسابی بهت بدم… میخوام
کاری کنم که تواین کا ر حرفه ای بشی!……. اونجا توخارج اونائی که ازپشت سکس دوست
دارن همش ازاین کرم استفاده میکنند… …. اونا بااستفاده ازاین کرم ازسرشب تاصبح
اینقدراز عقب سکس میکنن که ازحال میرن …… یک شب که پیش اون خانم فرانسویه برژیت
بودم اون منوبرد خونه یکی از دوستای مردش که عاشق سکس ازعقب بود!…… یارویک
انگلیسی بود ؛ وقتی منودیدآب از لب و لوچه اش آویزون شد… مثل این بود تا حالا
باسن اینجوری ندیده بود….. اون به برژیت گفت برای یکشب سکس بامن حاضره هرچی من
بگم پول بده!….. یارواونشب تاصبح بااستفاده ازاین کرم با من وبرژیت از عقب سکس
کرد وانصافاً هم پول خوبی بهمون داد!…. ولی باور کن صبحش بقدری پشتم دردمیکردکه
نمیتونستم راه برم یا بشینم ویا حتی دستشوئی برم!…. اونجابودکه خاصییت این کرم را
فهمیدم !….. بعدازاینکه دردپشتم خوب شد دیگه عاشق سکس ازعقب شدم … همش دوست
داشتم… یکی ازکون حسابی باهام سکس داشته باشه!…… خوبیش به این بودکه محسن هم
ازاین کار من خیلی خوشش میومد… محسن خیلی دوست داشت یک سکس از عقب با برژیت داشته
باشه ، ولی برژیت تن به این کار نمیداد…. علتشو نفهمیدم!….. محسن ازمن خواست هر
طور شده برژیت رابرای اینکار راضی کنم تااینکه اونشب بعداز رفتن پیش اون
انگلیسیه…. صبحش به برژیت گفتم حالا امشب تو با من بیا پیش محسن اون ترا خیلی
دوست داره وعاشق این باسنته …. برژیت گفت امشب نمیتونم ولی دوسه شب بعد میام….
خلاصه سه شب بعد برژیت را راضی کردم که شب بامحسن ازعقب سکس داشته باشه !…. محسن
هم اونشب بااستفاده ازهمین کرم تا صبح با اون سکس از عقب داشت…. طوریکه صبح خود
محسن بیحال شده بود وبرژیت از کلفتی آلت محسن درد میکشید… ولی راضی بود اون از
نحوه وپوزیشن محسن در سکس از عقب خیلی خوشش اومده بود!….. میگفت اون تو کار سکس
عجله نمیکنه وبا آرامش این کارروانجام میده!……

منیرکمی مکث کرددرحالیکه کونشو تکون میدادادامه داد……. حالا امشب منم هوس سکس
از کون کرده ام …… دوست دارم امشب آنقدرتلمبه بزنی وبری وبیائی که کیرت تاوول
بزنه!…… واین بارتونتونی تا چندروزباکسی سکس داشته باشی !…… ضمناًخوبی این
کرم به اینه که نمیزاره کیربخوابه! ….. وتا صبح همینطورشق نگرش میداره!….. امشب
تو میتونی هرقدر که دوست داری با من سکس داشته باشی!……. میخوام امشب آتیش شهوت
این چند مدت رابرام خاموش کنی!….

This entry was posted in رمان بهشت. Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s